تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام موسوی قهار - تقلید کور کورانه!
چهار سال پیش با چند تن از رفقاى تهرانى به مشهد رفته بودیم و دو سه شبى‏ در آنجا بودیم‏0 یكى از آن شبها در منزل پدر عیالم حضرت آیت الله شاهرودى بودم‏0 داشتم نماز میخواندم كه دیدم ناگهان یكى از بستگان آمد و گفت : آقاى كافى ! خانه تان آتش گرفته است‏0 نماز را تمام كردم ، لباسهایم را پوشیدم و با عجله بیرون آمدم كه ببینم چه شده است‏0 عجله من‏ براى این بود كه تعدادى كتاب از جمله چند جلد تفسیر داشتم و نگران بودم كه خداى نكرده در آتش‏ بسوزند0 اگر آنها را زودتر بیرون مى آوردم‏ مابقى دیگر چندان مهم نبود0 یكى از مهمانهاى ما پیرمردى بود كه هنوز داشت نماز مى خواند و متوجه نشده بود كه چرا ما به بیرون دویدیم‏0 همینطور كه ما داشتیم بیرون مى آمدیم ، او هم‏ نمازش را تمام كرده بود و بدنبال ما دویده بود0 بقال سر كوچه از پیرمرد پرسیده بود : چه خبر شده است كه آقایان میدوند ؟ گفته بود : نمیدانم‏ چه خبرست‏0 آنها میدوند ، من هم میدوم‏0 چون‏ میدوند ، میدوى ؟ ! چون راه میروند ، راه میروى‏ ؟ ! چون میگویند ، باید بگویى ؟ !



طبقه بندی: گزارش،  اخلاقی،  قرآن،  مطلب ویژه مبلغین، 
برچسب ها: مرحوم کافی، تقلید کور کورانه، آیت الله شاهرودی، آتش گرفتن خانه، شبها در منزل،  

تاریخ : سه شنبه 5 آبان 1394 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : سید امیر حسین طباطبایی | نظرات

  • paper | کوفه | آنک بات